تبلیغات
سینما - فیلم مورد علاقه من (خون بپا خواهد شد)
چهارشنبه 19 اسفند 1388

فیلم مورد علاقه من (خون بپا خواهد شد)

   نوشته شده توسط: سیروس نورایی    

لازم به ذکر که چون این فیلم مورده علاقه ی منه به همین دلیل نقد این شاهکارسینمایی رو خودم انجام  ندادم چون ممکن بود توش اغماض زیاد کنم به همین دلیل نقدی های مختلف از اساتید گذاشتم تا بفهمید چه شاهکاریه
لذت ببرید

خون به پا خواهد شد(there will be blood)

کارگردان: پل تامس اندرسون / فیلمنامه: پل تامس اندرسون (بر اساس رمانی از آپتون سینکلر) /       مدیر فیلمبرداری: رابرت السویت / تدوین: دیلن تیکنور / موسیقی متن: یانی گرینوود /                  بازیگران: دنیل دی لوئیس، دیلن فریزر، کوین جی اُکانر، راسل هاروارد / محصول: 2007، آمریکا /         مدت زمان: 158 دقیقه


خون به پا خواهد شد(there will be blood)

خون به پا خواهد شد(there will be blood)

خلاصه داستان:

وقتی دانیل پلانیو (دنیل دی لوئیس) اطلاع پیدا می کند که در شهر کوچکی در غرب دریایی از نفت در حال تراوش از زمین است، فوری دست پسرش را میگیرد و به آنجا می رود تا شانس هایش را در گرد و خاک بوستن امتحان کند. در این شهر شلوغ که هیجان اصلی در اطراف یک کلیسا که واعظی به نام الی ساندی دارد قرار دارد و شانس به دانیل پلانیو و پسرش روی می اورد. ولی در حالی که روز به روز پول و ثروت آنها افزایش پیدا می کند، کم کم هیچی از ارزش های انسانی، عشق، امید و عقیده باقی نمی ماند و حتی روابط بین پدر و پسر با انحرافات و نیرنگ ها و بیشتر شدن نفت به مخاطره می افتد.

 

راجر ایبرت / شیکاگو سان تایمز

صدای یک مرد نفتی به نظر می رسد که از نفت سرچشمه گرفته باشد، خالص، غلیظ  و عمیق. مردی مطلقا مطمئن از خودش و به طور عجیبی فریب انگیز و هر مردی که اینطور باشد بیشتر از یک دروغگو نیست. اسم او دانیل پلانیو است. در این فیلم "خون به پا خواهد شد" که پل توماس اندرسون آن را کارگردانی کرده است، دانیل پلانیو سعی می کند که با بیل و کلنگ نقره را از زمین بیرون بکشد ولی در اخر با استخراج بشکه های  بیشماری از نفت ثروت هنگفتی را به دست می آورد و تمام آن ثروت را برای خودش نگه می دارد. دانیل دی لوئیس شخصیت پلانیو را به مانند یک هیولای بزرگ درست کرده است که به خاطر منافع خودش به همه پشت می کند.

تماشا کردن فیلم مانند نظاره کردن یک بلای طبیعی است که شما نمی توانید خودتان را از آن دور نگه دارید. منظورم این نیست که فیلم بد است بلکه از عالی عالیتر است. فیلم صحنه هایی از ترس و تلخی، صحنه هایی از بی قراری و حیله گری، صحنه هایی پر از ترس و بیم و لحظه هایی نجواکننده و پایانی عجیب که فیلم خواستار آن است را در پی دارد. فیلم نمی توانست مثلا با یادداشتی اختصاصی پایان یابد، زیرا هیچی در خور مناسب پایان بندی فیلم وجود ندارد و انهایی که از پایان بندی فیلم ناراضی هستند می خواسته اند که چیزی را به فیلم دیکته بکنند. چیزی تلخ یا شیرین  شاید؟ تنها دیوانه می تواند پایانی را برای فیلم درست کند.

فیلم کاملا از روی رمان نفت اقتباس نشده است بلکه فقط الهامی از آن را دارد. فیلم از روی رمان نفت است که آپتون سینکلر آن را در سال 1927 نوشته و درباره یک خانواده فاسد است و هیچ دخلی به فیلم ندارد. شما می توانید کتاب را بخوانید و فیلم را ببینید و دو داستان متفاوت را تجربه کنید. کاراکتر پول توماس اندرسون مردی است که هیچ دوست، شریک، خاطرخواه و کلا هیچ کسی را ندارد. او فقط پسری را به فرزندی قبول کرده است که با او مانند یک پشتیبان رفتار می کند. پلانیو از ناکجا آباد می آید و هیچ کسی را در آن منطقه نمی شناسد و روزی که مردی ظاهر می شود و به او میگوید که برادر ناتنی اش است هیچ تعجبی ندارد که آنها همدیگر را قبلا ندیده اند. تنها هدف پلانیو در زندگی این است که به طور بسیار سریعی پولدار شود و این طور هم می شود. این منو به یاد فیلم همشهری کین انداخت و نظر آقای برنستون که می گفت "پول زیاد در آوردن کار راحتی است اگر تمام فکر و ذکرتان فقط به پول در آوردن باشد".

"خون به پا خواهد شد" شخصیت چارلز فاستر کین را ندارد و  پلانیو هم رزباد را ندارد. پلانیو از هیچ کاری پشیمان نمی شود، دلش برای هیچ کسی تنگ نمی شود ف با هیچ کسی احساس همدردی نمی کند و وقتی که  بیرحمانه پایش بر اثر اصابت یکی از میله های چاه نفت می شکند خودش را دوباره به تنهایی به بالای پله ها می کشاند. پلانیو با جوانی تخم مرغی شکل به نام پل ساندی (پل دانو) روبرو می شود و به پلانیو می گوید که می داند کجا باید به جستجوی نفت بپردازد و آن را بیرون کشید و این اطلاعات را در ازای پول در اختیار او می گذارد. این نفت در مزرعه خانوادگی ساندی قرار دارد جایی که در اطراف آن هم قبلا نفت را استخراج کرده بودند. پلانیو به سادگی حقوق حفاری را از خانواده ساندی میگیرد و شروع به حفاری می کند. پسر دیگری به نام الی وجود دارد که پل دانو نقش او را هم بازی می کند، الی و پل دوقلو هستند و به طور شیفتی جابه جا می شوند و ما هیچ وقت آنها را همزمان با هم در یک صحنه نمی بینیم.

الی یک کشیش پروتستانی است که هدفش گرفتن پول از پلانیو برای ساختن یک کلیسا است. پلانیو با او موافقت می کند تا وقتی که زمان اولین پرداخت پول فرا می رسد. پلانیو او را با تندی رد و به او بی اعتنایی می کند و کینه و دشمنی مادام العمری بین آنها به وجود می آید.  فیلم دارای صحنه های بسیار باشکوه و عظیم است که توسط رابرت السویت فیلمبرداری و جک فسک آنها را طراحی کرده است. صحنه هایی از اتفاق ها در فیلم وجو دارد که مردانی را به کشتن می دهد و در عین حال بسیار جالب طراحی شده اند. حتی پسرش هم بر اثر فوران ناگهانی نفت کر می شود و پلانیو را بسیار نارحت می کند.

ایفای نقش دانیل دی لوئیس نامزدی اسکار را به همراه دارد و اگر او بتواند اسکار را صاحب شود باید در نطق هنگام پذیرش جایزه از مرحوم  جان هیوستن  یاد کند. صدای پلانیو تقلیدی است از همان آهنگ، مکث ها، وزن و صدای قابل اعتماد جان هیوستن. من سه بار با جان هیوستن مصاحبه داشته ام و هر بار او با همان استادی و با تواضع بسیار با من صحبت کرد و هر بار نتوانستم خودم را از آن تواضع و فروتنی نجات دهم.

خون به پا خواهد شد از آن دسته فیلم هایی است که به آسانی بزرگ خوانده می شود ولی من از بزرگی آن مطمئن نیستم. فیلم در همان منطقه ای در تگزاس فیلم برداری شد که کشوری برای پیرمردها نیست فیلم برداری شده بود و آن فیلم  بزرگ و بی عیب و نقصی بود. اما خون به پا خواهد شد بی عیب و نقص نیست و نقص های آن (مانند سخت بودن شخصیت ها، نبودن زن و تفکرات اجتماع معمولی، پایانش و بی رحمی اش). فیلم ما را بسیار به خود جذب می کند و اینها چیز کمی نیست.

(بنده فقط نکات برجسته ی منتقد های دیگر را گذاشته ام و از ترجمه کامل آنها خودداری کردم)

 

تاد مک کارتی / ورایتی

تاد مک کارتی هم که فیلم را بسیار تحسین کرده است می گوید: "فیلمی جسورانه و باشکوه  که نمره بسیار مهمی را در کارهای پل توماس اندرسون ثبت می کند ". ایشان درباره بازیگران فیلم میگوید" چهره تمام بازیگران فیلم به نظر می رسد که از آلبومی از قرن گذشته  برداشته شده است، تنومند ولی فرشته گونه. دانو از مردی مودب و متشخص به آدمی پر شور و هیجان  و جوشی که با اجرای قدرتمند او به عنوان مرد خدا انجام شده است تبدیل می شود. بازیگران نقش دوم هم هر کدام حداقل صحنه ای را برای اجرا داشته اند که می توانند بدرخشند، در ضمن زن ها در دنیای سخت  خشن پلانیو وجود ندارند "او همچنین میگوید " فیلم در مراحل تکنیکی بالاترین کیفیت را دارا است و یکی از آنها قسمت صدا است که صداها به خوبی در هم آمیخته می شوند و بسیار تاثیر گذار هستند".

 

گلن کنی / پریمیر

گلن کنی درباره این فیلم می گوید " این فیلم هیچیش به فیلم های قبلی اندرسون (باگی نایت و مگنولیا) ربط ندارد و شبیه آنها نیست، حداقل از نظر ظاهری. هیچ کس آواز نمی خواند و هیچ کس نمی رقصد در عوض آنها را در کلیسا می بینیم". در جایی دیگر میگوید " اندرسون این فیلم را به دوست مرحومش و استادش رابرت آلتمن تقدیم می کند "." فیلم به حدی من را تحت تاثیر قرار داد که حتی شب پس از دیدن آن خواب آن فیلم را دیدم که رخداد جالبی بود و هنوز هم با من همراه است ".

 

دیوید دنبی / نیویورکر

فیلم اقتباس کمی را از رمان نفت اثر آپتون سینکلر گرفته است. اندرسون شخصیت محترم و خوش مشرب رمان را به آدمی دیو صفت تغییر داده است. هنرنمایی باشکوه دانیل دی لوئیس من را به یاد زمان اوج لارنس اولیویر انداخت و آن بازیهای فیزیکی اش ". "از نظر من این فیلمی حیرت انگیز است.


ابلیس پاکدامن
چهارشنبه 19 اسفند 1388 11:51 ق.ظ
منم فیلم
درباره چه کسی امیر را با کفش های کتانی دیشب دید رو دوست دارم
پسر بیا پیش من اپ کردم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر