تبلیغات
سینما - نقد پرسپولیس به قلم راجر ایبرت
چهارشنبه 29 مهر 1388

نقد پرسپولیس به قلم راجر ایبرت

   نوشته شده توسط: سیروس نورایی    

 

 

پرسپولیس

 

نویسنده : مرجان ستراپی (رمان و فیلم نامه)  ، وینسنت پاروناد / کارگردان : مرجان ستراپی  ، وینسنت پاروناد / زمان : 95 دقیقه / کشور : فرانسه و آمریکا  / زبان : فرانسوی ، انگلیسی ، فارسی و آلمانی

 

 

پرسپولیس

 

نویسنده : مرجان ستراپی (رمان و فیلم نامه)  ، وینسنت پاروناد / کارگردان : مرجان ستراپی  ، وینسنت پاروناد / زمان : 95 دقیقه / کشور : فرانسه و آمریکا  / زبان : فرانسوی ، انگلیسی ، فارسی و آلمانی

 

خلاصه داستان 

 

پرسپولیس داستان تلخ یک دختر جوان ایرانی هنگام انقلاب ایران است . فیلم از دید مرجان دختر 9 ساله ایرانی برای ما روایت می شود . هنگامی که امید های مردم به نا امیدی و دولت به وسیله قدرت زور را بر مردم روامی دارد و به خصوص زنان که به خاطر حجاب هر روز بازداشت و به زندان فرستاده می شوند . ما زندگی مرجان را تا 25 سالگی او و اتفاقاتی که برای او و خانواده اش در دوران انقلاب می افتد می بینیم .

 

راجر ایبرت / شیکاگو سان تایمز

 

بنده در فستیوال فیلم تهران در سال 1972 حضور  داشتم و در آن هنگام دقایقی را به خانه راهنما و مترجمم برای دیدن خانواده و والدینش که دعوت شده بودم رفتم . بعد از خوردن چای و شیرینیهای خوشمزه آنها با افتخار توضیح می دادند که ایران امروز کشور مدرنی است . آنها مسلمانان پارسایی بودند و لی آن تعصبات سفت و سخت کشورهای دیگر را قبول نداشتند . هر وقت که من ماجرای دیگری را درباره قوانین جدید روحانیون که مانند زکام در  داخل ایرانیان نفوذ کرده اند ، به فکر فرو میروم و به آن میلیون ایرانیهایی که موافق زندگی کردن زیر محدودیت های سخت که مجبور به زندگی در آن شرایط هستند و به خصوص زنان فکر می کنم .مردم ایران هم همانند ما یکپارچه هستند ، به خاطر بیاورید ایرانیهایی را که در 11 سپتامبر برای همدردی با ما شمع ها را برافروختند .

 

ایران آن بود که مران ستراپی در سال 1969 در آن متولد شد و آن ایرانی بود که با سقوط و تبعید شاه در اواخر 1970 پایان یافت . بله ، قوانین شاه دیکتاتوری بود . قبول دارم ، پلیس مخفی حکومت او همه جا بودند و مخالفانش را شکنجه می داد ف اما آن ایران در خاورمیانه بهترین بود و  زیر سلطه اتحادیه جماهیر شوروی نبود . حداقل ایرانیها آزادی بیشتری در انتخاب نوع زندگی شان داشتند ولی بسیاری از آنها اعتقاد داشتند که با سقوط شاه ، حکومت بعدی دموکراسی بیشتری را برای آنان می آورد .

 

ستراپی 10 سال اول زندگیش را به عنوان بهترین اوقات در طول زندگیش را به خاطر میاورد . بودن در خانواده ای پر محبت و مستقل از نظر فکری ، زندگی راحت در آن زمان ، عشقش به موسیقی پاپ ، علاقه اش به مد و کفش های اسپورتش . ولی تمام اینها تغییر کرد . او ، مادر و مادر بزرگش مجبور شدند که صورتشان را از نگاه مردان بپوشانند ف آرایش و فرم های دیگری که در غرب رواج داشت در ایران ممنوع اعلام شد . او در آن زمان سیگار نمی کشید و مشروب هم نمی خورد ولی خدا حفظ کند زنانی را که کردند.

 

ستراپی الان در پاریس زندگی می کند و زندگینامه اش را در دو رمان گرافیکی نوشته است که از پرفروش ترین ها بودند و الان هم در این انیمیشن حیرت انگیز آن را نشان داده است . بیشتر انیمیشن در قالب سیاه و سفید است و فقط چند جای آن رنگی است . سبک آن عمدا دو بعدی و بر حذر از هر گونه خیالبافی است . سبک نمایش فیلم شاید بی تجمل باشد ولی به طور شگفت آوری ما را به داخل زندگی یک دختر جوان وارد می کند . بدون تعجب نوجوان ها از کتاب استقبال خوبی کردند به خصوص آنهایی که با زندگی مرجان احساس نزدیکی می کردند .

مرجان دختر سرزنده و با نشاطی است که توسط والدین و مادربزرگش تحسین می شود . مرجان مجذوب داستان زندگی عمویش "انوشه" که برای او تعریف می کنند می شود . انوشه به خاطر مبارزاتش بعضی وقتها در زندان و بعضی وقتها در خفا به سر می برد و نزد مرجان قهرمان بزرگی است .

 

مرجان انقلاب آیت ا... خمینی می بیند و می بیند که ایران به کشوری خطرناک برای کسانی مثل مرجان تبدیل می شود . آن اجنماعی را که او آرزو می کرد ناپدید شد و آن آزادی از نظر او به عنوان زندگی خارج از ازدواج و ترس از محدودیت های اعمال شده توسط مردان . بعضی وقتها او با سخن هایش در مدرسه و جاهای دیگر برای خودش مشکل درست می کند و پدر و مادرش صلاح را در این می بینند که او را به وین بفرستند.

 

او در وین اجتماعی کاملا متفاوت را تجربه می کند و به این نتیجه می رسد که زندگی کردن در آنجا غیر ممکن است . او با ارزش هایی بزرگ شده است که با هم بستر شدن با پسران ، استفاده از مواد مخدر و آن وحشی بازیهای راک اند رول مغایرت دارد . او از خودش بدش می آید ، دلتنگ وطن می شود و به ایران باز میگردد . ولی این بار ایران را بدتر از دورانی می بیند که یادش می آید و حالا دلتنگ وطنی می شود که دیگر وجود ندارد .

 

مرجان ستراپی در زندگی واقعی مکانی سازگار با سلیقه خودش را در فرانسه پیدا کرد . من تصور می کنم که فضای فرانسه چیزی کم تر از وین نبوده است ولی تجربیات گذشته اش او را به زنی مطمئن تر از خودش و ارزش هایش تبدیل کرده است و تمام این جریانات را در کتاب و فیلم برای ما تعریف کرده است و بسیار هنرمندانه برای ما روشن می کند که زندگی اش چطور بوده است . برای او دیگر قهرمان بودن ، پرچمدار کشورش بودن ، معترض بودن دیگر اهمیتی ندارد .

 

به نظر می رسد که داستان بسیار طولانی تر از 98 دقیقه فیلم است ولی پرسپولیس بسیار قوی تر و ماهرانه تر است از فیلم های غربی بی معنی که این روزها درباره دختران جوان نشان می دهند . در روحیه فیلم ، در احساس و نزدیکی ما مرجان را همانند جونو می بینیم و همانند جونو پرسپولیس بسیار باشکوه درست شده است .

 

لس انجلس تایمز

 

کاراکتر های فیلم پرسپولیس ساده و دوستانه همانند تصویر های کتاب کودکان در قالبی  سیاه و سفید طراحی شده اند . مرجان ستراپی (کارگردان و نویسنده) می گوید که شخصیت ها از روی واقعیت شکل گرفته اند و به خاطر همین است که فیلم به نوعی همگانی شده است و ما خودمان را در انها می بینیم . و این خیلی موثر است .

فیلم یک رجز خوانی در تجربه انسان هاست ، یک پیمان در پایداری شخصیت در دوران سیاسی یک انقلاب تازه است . این شرح حال نامه از زندگی خود مرجان ستراپی در زمانی که بچه بود الهام گرفته است . این فیلم تاثیر گذار از 7 سالگی تا 23 سالگی مرجان ستراپی را روایت می کند . زمانی که شاه در حال سقوط است و اسلامگرایان در حال انقلاب هستند . مرجان با حکومت شاه مشکل دارد و بعدها می بیند که با حکومت تازه هم به مشکل بر می خورد . پدر و مادر مرجان او را برای ادامه تحصیل به وین می فرستند ولی در حقیقت او را از کشور فراری می دهند . (خود مرجان ستراپی الان در فرانسه زندگی می کند و فیلم هم به زبان فرانسوی است).

تمام وقایع از زبان یک دختر کوچک و بعدا که بزرگ می شود بیان می شود . آگاهی و هوشیاری او از نظر سیاسی بیدار می شود  برای مثال وقتی که پدرش که طرفدار شاه است به او یاد آوری می کند که شاه وجود نداشت ، در حقیقت او توسط خدا انتخاب شده بود . ولی مرجان  به این حرف ها توجهی ندارد و اوضاع را از نظر خودش می سنجد تا وقتی که درمی یابد که رژیم جدید از رژیم قبلی خیلی بدتر است .   در فیلم یک تغییر هویت صورت می گیرد ، که درباره مرجان در زمان بلوغ او صورت می گیرد . از یک معترض همیشگی به یک ادم غیر بومی نامتعارف تبدیل می شود . سراسر زندگی مرجان ستراپی در کشاکش و منازعه بوده است و این باعث شده است که او حسش را به خوبی در فیلم بگنجاند . حالا او از کشورش تبعید شده است و پرسپولیس احساس او را در قبال کشورش بیان می کند .

 

در نقد سایت نیوزویک توسط دیوید انسون آمده است که " در سالی که انیمیشن هایی  حیرت آور مانند (راتاتوله) و (paprika)  ساخته شده اند ، این انیمیشن پر طراوت ، کنایه آمیز و موثر این اودیسه ی شخصی مایه ی مباهات است ".

 

کرک هانیکات در سایت هالیوود ریپورتر آورده است " بحث هایی که در فستیوال فیلم کن درباره پرسپولیس شد بیشتر درباره سیاست بود تا هنر . فیلم بسیاری جزئیات عالی را در پی دارد . مانند نقش مادربزرگ مرجان که هر صبح یاسمن هایی را روی سینه مرجان می گذارد و او می تواند انها را به تازگی بو بکشد . یا نیروهای بدخواه امنیتی که مردان را وسوسه و پر می کنند که علیه زنانشان بایستاند . یا مکالمات شبانه مرجان با خدا و کارل مارکس که هر دوتا عقیم می ماند. انیمیشن به بینندگان این اجازه را می دهد که فیلم را به مانند یک قصه عجیب و غریب یا نامتعارف نبینند بلکه آن را در قالب اتفاقاتی که برای تغییر هویت شخصی می افتد به سهولت  ببینند".


u17r480y
جمعه 26 آذر 1389 06:48 ب.ظ
ممنون از نقدتان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر